پاسخ به سوالات

راستش من ۲۴سالمه لیسانس حقوق دارم ۶سال پیش بایه پسری دوست شدم ک خیلی
دوستم داشت تو۶سال خوب یابدباهم بودیم اونم همسن خودمه دانشجومهندسی شیمی
اون ب من قول داد بعد ۴ سال بیادخواستگاریم ولی بخاطردرسش تاحالاصبرکردیم
الان ترم آخر دیگه.چون کارنداره سربازیم پیش روداره جرات نمیکنه ب خانوادش
بگه میخواد ازدواج کنه من ازیه طرف خیلی دوستش دارم ازیه طرفم بلاتکلیفم
نمیدونم بایدچیکارکنم خودم ازاین رابطه طولانی خسته شدم.خواهش میکنم کمکم
کنید

——-

۶ سال زمان بسیار زیادی برای کش دادن یه رابطه هستش. اشتباه کردید اینقد موضوع رو کش دادین ولی بیش از این اشتباه نکنین

فرض کنین شما صبر کنین و سربازی ایشون تمام بشه و بعدش هم کار پیدا کنه و تازه ابتدا به ساکن بخوان بیان خواستگاری. هیچ فکر کردین مثلا اگه خانواده ها راضی نباشن علاوه بر این ۶ سال گذشته دو سه سال دیگه رو هم به اشتباه تلف خواهید کرد؟

بهتره ازشون بخواین خانواده شونو راضی کنن بیان خواستگاری و حداقل یه ارزیابی داشته باشین که چنین ازدواجی شدنی هستش یا نه؟ اگه مشکل خاصی نباشه با مشورت خانواده ها و حمایت اونها تصمیم بگیرین که تا پایان سربازی و شغل پیدا کردن ایشون چه کنین؟ اگه خانوادشون راضی نشدن بیان خواستگاری نظر من اینه که بهشون بگی روی خواستگاران دیگه فکر خواهی کرد و اگه تا زمان آمادگی ایشون با کسی به توافق نرسیدی می تونه بعدا در نقش خواستگار جدید وارد زندگیت بشه ولی بخاطر یه رابطه نامعلوم موقعیت های فعلیت رو از دست نده!

خوشبخت باشین

پاسخ به سوالات

پدر و مادرم چند ماهه که بخاطر خیانت پدرم
جدا شدن… چند سال قبلش هم پدر ورشکست کرده بود و همه چیش رو از دست داده
بود.الان فقط خونه ای هست که مال مادرمه و من و برادر کوچکم اونجاییم.
۱۹سالمه. دو سال که با پسری دوستم که خیلی مرده,خیلیهمه
چیز زندگیم رو میدونه از سیر تا پیاز… توی این شرایط سخت و دعوا ها
و…. اتفاق های عجیب زندگیم پا به پا با من بوده .شاید هرکس دیگه ای زندگی
ای به این پاشیدگی من میدید می رفت… اما این الان حتی بیشتر دوسم
داره….دانشجو وکار هم میکنه..درامدش خوبه خیلی زحمت میکشه
که زندگیمون رو بسازه….
الان
که مامان باباش فهمیدن پدر مادرم جدا شدن مخالفن…. حس میکنم دوس ندارن
با ما وصلت کنن ……من و اون عاشق همیم …. اما یک عشق اصولی و
عاقلانه….باید چکار کنم ؟ نمیخوام برم تو خانواده ای که پشتم حرف باشه اما…. ما نمیتونیم از هم بکذریم

—————————

همونطور که می دونین دید اجتماعی خوبی نسبت به خانواده های از هم پاشیده وجود نداره و لازمه برای متقاعد کردن پدر و مادر طرف مقابل تلاش کرد. این کار باید از طرف پسر مورد نظرتون انجام بشه و ایشون به کمک واسطه هایی پدر و مادرشونو متقاعد کنن که انتخابشون درسته.
در نهایت اگه متقاعد بشن که چه بهتر ولی اگه نشن هر انتخابی بکنین به عواقبش آگاه باشین. اگه ازدواج نکنین ممکنه فراموش کردن طرف مقابل زمان ببره و کلی انرژی روانی ازتون بگیره و اگه هم با هم ازدواج کنین مجبورین با ناسازگاریهای خانواده طرف مقابل کنار بیاین و اینجوری هم انرژی روانیتون هدر می ره خودتونو بررسی کنین و ببینین که کنار اومدن با کدوم شرایط براتون راحت تره؟
نکاتی هم این وسط مهم هستن که این آقا چقدر استقلال شخصیت داشته باشن و تا چه حد بتونن برای زندگیشون حد و مرز تعریف کنن و …این نکات رو موقع تصمیم گیری مد نظر داشته باشین
خوشبخت باشین

پاسخ به سوالات

من یه دختر ۲۰ ساله هستم که ترم سوم دانشگاهم ،حدود یک سال
دیش یا یک  نفر اشنا شدم ک در واقع دورادور میشناختمش ایشون خلبانی خونده
بود ،ما یه رابطه کم داشتیم یعنی بعد از اشنایی فقط یکی دو هفته باهم صحبت
کردیم ،یکی دو بار همو دیدیم و بی دلیل ایشون گپشیشونو خاموش کردن منم با
اونی ک میتونستم بهش دسترسی داشته باشم ولی این کارو نکردم ،،،خلاصه الان
دوباره به طور اتفاقی منو دیدن و تنها دلیلی ک اوردن ک گوشیشونو دزدیده
بودن و شماره منو حفظ نبوده ،ما الان دو سه هغتست باهمیم ،،،و به قول معروف
اشنایی قبل از ازدواجمونیم دوسش دارم ولی کاراش عجیبه در واقع به دخترا
اطمینان نداره ،،،من چیکار کنم وقتی پیششم خیلی خوبه ولی وقتی از هم جداییم
خیلی سرده

—————-

من اگه جای شما بودم دلیلشونو به راحتی نمی پذیرفتم.گوشی گم شده بود ولی الان عصر ارتباطه ایمیل و .. و هیچی از شما نداشتن؟ در ثانی گوشی که گم بشه سیم کارت جدیدو فعال می کنن و مدام خاموش نخواهد بود. شما کار خوبی کردین که باهاش تماس نگرفتین. اگه کسی واقعا قصد ازدواج با شما رو داشت واقعا یکسال به بهانه گم شدن گوشی شما رو ول می کرد می رفت؟
اما چرا راستشو نگفته جای بحث داره؟ آیا بخاطر بدبینی بوده؟ آیا فرد دیگه ای تو زندگیش بوده یا نه؟ و ..

مواظب باشین اگه کارهاش عجیب غریبه و مدام در حال امتحان کردن شما و مرموز بازی باشه و توی کارهاش صراحت لازم رو نداشته باشه مشکل ساز خواهد شد. موضوع تفاوت رفتاریش وقتی با هم هستین با زمانهای دیگه هم مهمه. دلیلشو باید بررسی کنین.
برای شناخت بهتر نیاز به روابط نزدیکتر دارین و برای روابط نزدیکتر نیاز به مطرح شدن رسمی موضوع ازدواجتون توی خانواده هستش پس بهتره اول خواستگاری رسمی صورت بگیره بعد با کمک خانواده ات در موردش تصمیم بگیری. مثلا شما الان نمی تونی پا شی ابتدا به ساکن فرضا محل کارش بری و در مورد روابط و رفتارش سوال کنی اما اگه خواستگاری مطرح بشه پدر شما می تونه چنین کاری بکنه و …

موفق باشین

پاسخ به سوالات

دختری هستم دانشجوی مهندسی.تمام  ملاک و شرایط رو در حد مطلوب دارم.تنها مشکلی که
دارم دوست ندارم با ی همکار وهم رشته ای که موقعیتی شبیه من داره ازدواج کنم
ونمیتونم با این موضوع کنار بیام ولی موقعیت های این چنینی زیادی دارم. به عنوان یک دختر دوست دارم با ی پزشک ازدواج کنم چون حرفه و موقعیتشو
دوست دارم ولی برای من چنین موقعیتی پیش نمیاد

واسه همینه که تصمیم میگیرم دوباره کنکوربدم وارد این رشته پزشکی بشم
تا شاید یکم کم رنگ تر بشه. (ولی صادقانه دوست دارم تو همین موقعیت خودم باشم و همسرم پزشک باشه)ی
جورایی جنون به دست اوردن رو پیدا کردم و همین باعث میشه که از زندگی روزانه وعادی
هم غافل بشم وحاضرم هر کاری واسه رسین به این خواستم بکنم.

قبول دارم خیلی ملاک های دیگه هم هستن که مهمه ولی فک میکنم موقعیت
اجتماعی هم مهم باشه). نمیدونم باید چه کار کنم ؟و چی درسته….

—————–

دوست عزیز! اینکه دوست دارین همسرتون موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشه اشکالی نداره ولی اینکه فکر کنین تنها یه پزشک موقعیت اجتماعی بالایی داره در اشتباه هستین. به علاوه توی سنین پایین تر از ۳۰ سال چه طرف شما پزشک باشه چه غیر پزشک نمی شه انتظار موفقیت اجتماعی خیلی بالایی از طرف داشته باشین. شما اگه بتونین بین خواستگارانتون تشخیص بدین کدوم یک هم اعتماد به نفس و هم همت لازم رو داره مهندسان یا شاغلین رشته های دیگه ای هم می تونن خواسته شما رو برآورده کنن.

شما فرض کنین دو تا خواستگار دارین یه مهندس که خلاقیت بالایی داره و یه پزشک که دنبال اینه فارغ التحصیل بشه و توی یه بیمارستان شروع به کار کنه و آدم خلاقی نباشه. آینده نفر اول (در صورت خوشفکری و همت بالا) اگه بهتر از دومی نباشه بدتر نیست.

این عطش رو دیدگاه شما ایجاد کرده. واقع بین تر باشین و ملاکهای موفقیت اجتماعی رو واقعی تر بررسی کنین و صرفا به دهان پر کن بودن عنوان شغل طرف نگاه نکنین، حستون هم عوض خواهد شد

موفق باشین

پاسخ به سوالات

راستش من در
حال حاضر در یک رابطه ای هستم که نمیتونم درست تصمیم بگیرم با یک پسری دوست
هستم که علاقه زیادی به من داره و تا چند ماه دیگه قراره رسما بیاد
خواستگاریم اما مشکل اینجاست که من نمیتونم دوسش داشته باشم البته اوایل یه
احساس خیلی کمی نسبت بهش داشتم اما حالا با بعضی رفتارها ش باعث شده دیگه
احساسی بهش نداشته باشم از طرفیم فکر میکنم شخص مناسبی برای ازدواج هست و
اگه جوابش کنم شاید پشیمون بشم
این رو هم به عرض برسونم که منظورم از رفتاراش اینه
که بعضی وقتا یه جاهایی باید چیزیو به زبون نیاره اما میاره یا بی منظور یه
چیزایی میگه که به من برمیخوره درحالیکه عمدی در کار نیست و خودش اصلا
متوجه اشتباهاتش نیست اما من با توجه به سنش که بیست و هفت سالشه و دو سال
از من بزرگتره انتظار دارم خیلی سنجیده و عاقلانه تر از این رفتار کنه
وایراد دیگه ای هم که داره اینه که خیلی احساساتی برخورد میکنه با مسائل و
اصلا با منطق سروکاری نداره با اینکه من بهش هیچ قولی ندادم و فقط به صرف
آشنایی باهاش هستم اما اون همه چیز رو تموم شده میدونه و رویا پردازی میکنه
و من همیشه نگران اینم که اگه جوابش کنم دلش میشکنه و آهش تا آخر عمر
دامنگیرم میشه.

خواهش میکنم منو راهنمایی کنین نمیدونم شایدم ایراد
از منه ولی واقعا نمیتونم تصمیم بگیرم فقط نمیخام اشتباه برم جلو تا در
آینده پشیمون بشم و حسرت بخورم.

—————————————————-

دوست گرامی!

خیلی از احساسات ما نشات گرفته از طرز فکرمون هستش. طرز فکر کمال گرایانه انتظارات غیر واقعی ایجاد می کنه و باعث خاموشی بعضی احساسات و فعال شدن احساسات دیگه می شه. این که فکر کنین یه نفر پیدا بشه که همه خواسته های شما رو در حد ایده آل داشته باشه دور از واقعیت هستش. شاید شما توی روابطتون سنجیده تر رفتار کنین و نسبت به اون بهتر باشین اما اگه خوب نگاه کنین جنبه هایی رو هم پیدا می کنین که طرف مقابل نسبت به شما رفتار بهتری داره. اینجاست که موضوع فهرست تفاهم به کار میاد و شما تموم ایده آلهاتونو توی لیست می نویسین اگه حداقل ۷۰ درصد اونا برآورده بشه برای شروع کافی هستش.

موضوع دوم مهم تره یعنی اینکه نباید همه چیز رو تمام شده دونست اینو لازمه براش بازتر و روشنتر توضیح بدین که من معیارها و ایده آلهایی توی زندگیم دارم. لازمه آشنایی نزدیکتری با شما داشته باشم تا هم مشورت خانواده ام به کمکم بیاد و هم اطلاعات شخصی خودم در مورد شما بیشتر بشه و بعد از بررسی دو جانبه تصمیم نهاییمونو بگیریم. حتی شاید لازم باشه بهش گوشزد کنین تا لیست تفاهمشو درست کنه و …

آرزوی خوشبختی براتون دارم

پاسخ به سوالات

 من پسری هسم بیست و دو سالمه. قبلا با دختری دوست بودم الان اون
ازدواج کرده با کسی دیگه  بعد ازدواجش زنگ من مزنه و میگه من از ازدواجم
راضی نیسم و از شوهرم خوشم نمیاد چون ازدواجم با اجبار خانوادم بوده فقط
مخوام با تو باشم. چند وقتیه با اجبار اون جواب اس ام اسش دادم الان دیه
بیخیال نمشه مترسم باعث بشم تا زندگیش خراب بشه. ب نظرتون چکار کنم؟ یا
چجوری اونو از خودم دور کنم؟ (ممنون از راهنمایتون) 

——————–

ایشون دارن تلاش می کنن شما رو به احیا رابطه قبلی تحریک کنن و هیچ راهی نیست مگر اینکه جوابشونو ندین. برای اینکار شمارشونو بلاک کنین یا اینکه ترجیحا خطتتونو عوض کنین تا احتمالا به بهانه های مختلف خودتون هم وسوسه نشین بهانه هایی مثل اینکه باید باهاش حرف زد تا به زندگیش دلگرم بشه و ….

موفق باشین 

پاسخ به سوالات

 
من دختری هستم ۲۲ساله ۸ماه پیش بایکی ازهم کلاسیهام اشناشدم خیلی
اتفاقی داستان زندگیشوبرام تعریف کردوخواست باهاش دوست بشم باهدف ازدواج
گفت که ۲ماهه که ازدواج
کردم وزنم بهم خیانت ودزدی کردوقهرکردومهریشوگذاشت اجراوتقاضای طلاق داد
ومنم دیگه نمیخوامش نمیدونم چراتمایل پیداکردم باهاش دوست بشم گفت درعرض
۲ماه طلاقم تموم
میشه وبعدبه خودمون فکرمیکنیم والبته تمام مدارک دادگاه روبهم نشون دادکه
حرفاشوتاییدمیکرد راجع به خانومش که چیکاراکرده وتنهاچیزی که باعث شدبهش دل
ببندم سنگینی
متانت ایمان به خداش بود وبعد۸ماه هنوز کاراش تموم نشده وزنش هردفعه به یه
بهونه شکایت میکنه ابروشومیبره دلم براش میسوزه بعد۸ماه هنوزسردرگمم
نمیدونم انتخابم درسته
یانه ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید.باتشکر

—————————-

دوست عزیز! اگه به هر نحوی با فرد متاهلی برخورد کردین که از زندگیش راضی نیست تا زمانی که از فرد قبلی جدا نشده باشه باهاش وارد رابطه نشین حتی اگه از نظر شما فرد بسیار مناسبی برای ازدواج باشه و حتی اگه همسرش بدترین فرد ممکن باشه. اگر جدا شدند، بعدش موردی نداره برای اشنایی به قصد ازدواج اقدام کنین.

موفق باشین

نویسنده کتابهای جوشکاری به سیدابراهیم بت‌شکن رای میدهد

سَلامٌ عَلی اِبراهیم

ایران عزیز ما امروز گرفتار بت‌هایی شده است که اگر ابراهیم بت شکن به سراغشان نرود هر روز قوی‌تر می‌شوند. مرگ بر حکومت مستکبرین و درود بر پابرهنگان عالم که همه منتظر عدالت هستند.

تنها کاندیدایی که در این مدت از ازدواج جوانان حرف زده سید ابراهیم است. ازدواج ۱۲ میلیون جوان مجرد ایران برای جوشکاری مهم است و تنها کاندیدایی که در زمینه ازدواج جوانان امیدی به او هست سید ابراهیم رئیسی است.

من به عنوان یک ایرانی یک برگه رای بیشتر ندارم و در روز انتخابات آن را به نام سید ابراهیم رئیسی خواهم نوشت.

نویسنده مجموعه کتابهای جوشکاری و خادم ازدواج جوانان
حسین عالمی