ترکیب مسی و آلبا و دیگر دژاووهای فوتبالی

ترکیب مسی و آلبا و دیگر دژاووهای فوتبالی

آی‌اسپورت تا حالا شده موقع تماشای فوتبال حسی از دژاوو بهتان دست بدهد؟ نه فقط وقتی تیم‌تان دوباره بعد از دقیقه ۹۰ برتری‌اش را از دست می‌دهد، یا یک بار دیگر در دربی شکست می‌خورد، یا برای سومین بار پیاپی دروازه‌اش توسط بازیکن سابق باز می‌شود.

اینجا منظور دژاوویی عینی‌تر است، وقتی تیمی گلی می‌زند که انگار پیش از این همه دقیقا به همین شکل زده. چنین اتفاقی می‌تواند حاصل استراتژی مشخص یک تیم در بعد هجومی یا هماهنگی طبیعی تو بازیکن باهم باشد. در زیر به چهار نمونه از این فرمول‌های گلزنی که در دو فصل اخیر بیش از بقیه در سطح اول فوتبال اروپا تکرار شده می‌پردازیم.

بارسلونا: پاس رو به عقب آلبا برای مسی

لیونل مسی به قدری بازیکنی فوق‌العاده است که تقریبا با هر بازیکن دیگری می‌تواند ترکیب شود. اما بیش از هر چیزی، او با بازیکنانی که با سرعت در عرضش حرکت می‌کنند قدرت تطابق دارد. پدرو شاید یکی از بهترین مهاجمین بارسلونا در یک دهه اخیر نبود، اما بدون شک مسی با او بیشترین هماهنگی را در زمین داشت.

بعد از رفتن پدرو، این جایگاه به ژوردی آلبا رسید. آلبا وینگر، یا واید فوروارد نیست، اما تغییر سیستم ارنستو والورده و فاصله گرفتنش از ۳-۳-۴ بارسلونایی باعث شد تا تیم برای عرض دادن به بازی نیاز بیشتری به فولبک‌هایش پیدا کند. بدین ترتیب بار هجومی بیشتری روی دوش آلبا افتاد و او به خوبی از پس این وظیفه برآمد.

گل معروف مسی در برنابئو در سال ۲۰۱۷، گلی که بعد از آن فوق‌ ستاره آرژانتینی بارسلونا پیراهنش را در آورد و به هواداران رئال مادرید نشان داد، روی پاس رو به عقب آلبا به ثبت رسید. آلبا در پیروزی پرگل مقابل اسپانیول هم دو پاس گل مشابه به مسی داد. این فصل هم نمونه‌های این گل را دیده‌ایم. مسی در ومبلی مقابل تاتنهام خودش با پاسی بلند توپ را به آلبا رساند و ضدحمله را شروع کرد. آلبا تا باکس اسپرز پیش رفت و پاس رو به عقبی داد که سوارز آن را رها کرد تا مسی تبدیل به گلش کند. یک و دوهای کلاسیک مسی و آلبا در دو، سه فصل اخیر فرصت‌های گل زیادی برای تیم‌شان پدید آورده. این دو بازیکن در هفته‌ای که گذشت مقابل لگانس هم گلی زدند که با دو یک و دوی پیاپی همراه بود. 

تاتنهام: ارسال اریکسن برای علی روی تیر دو

تاتنهام در بازی این هفته مقابل فولام، در حالیکه هری کین را در اختیار نداشت، با دو ضربه سر به گل رسید. هیچکدام از این دو گل را البته فرناندو یورنته‌ای که به جای کین در ترکیب اصلی گرفته بود نزد. گل دوم که در لحظات پایانی به دست آمد را هری وینکس وارد دروازه شاگردان کلودیو رانیری کرد و گل اول را دلی علی روی ارسال کریستین اریکسن.

ترکیب اریکسن و علی را پیش از این بارها دیده‌ایم. به یادماندنی‌ترینِ این ترکیب‌ها به جدال تاتنهام و چلسی در دو فصل پیش برمی‌گردد. در این بازی اریکسن دو بار از فضایی که گری کیهیل بهش داده بود، توپ را از سمت راست روی تیر دو ارسال کرد و علی با استفاده از ضعف سزار آزپیلیکوئتا روی توپ‌های هوایی، با رساندن به موقع خودش به باکس چلسی دروازه این تیم را باز کرد. این دو گل اولین شکست تیم آنتونیو کونته بعد از تغییر به سیستم ۱-۲-۴-۳ را رقم زد، تیمی که البته در نهایت قهرمان لیگ هم شد.

علی در اولین بازی فصل پیش گلی مشابه را هم وارد دروازه نیوکاسل کرد، البته این بار روی ارسال سرژ اوریه. یک ارسال از روی ضربه آزاد توسط اریکسن و یک ضربه سر دیگر از علی باعث پیروزی این فصل تاتنهام باز هم مقابل چلسی شد. برای همین مصدومیت علی، بعد از مصدومیت کین که به نظر هر دو حداقل یک ماه و نیم بیرون باشند ضربه شدیدی به خط حمله تاتنهام خواهد زد.

یوونتوس: ضربه سر مانزوکیچ بالاتر از فولبک حریف

ماریو مانزوکیچ بازیکن ویژه‌ایست. در نگاه اول او شبیه به یک مهاجم شماره ۹ کلاسیک به نظر می‌رسد، مهاجمی که فقط در باکس حریف کارایی دارد و وقتی تیمش صاحب توپ است. اما تحرک این مهاجم کروات خیلی بیشتر از آنچه نسبت به جثه‌اش ازش انتظار می‌رود است. نوع بازی پرفشار مانزوکیچ کمک زیادی به فتح سه‌گانه بایرن مونیخ در فصل ۲۰۱۲ کرد. برای همین بود که اتلتیکو مادرید هم سراغ مانزوکیچ رفت، چون می‌توانست در سیستم دیگو سیمئونه بازی کند.

اما مانزوکیچ بعد از پیوستن به یوونتوس عملا پستی جدید برای خودش ابداع کرده. خیلی از مهاجمین فوتبال مدرن به واید فوروارد تبدیل می‌شوند و از کناره‌ها در عرض زمین حرکت می‌کنند و دروازه حریف را مورد هدف قرار می‌دهند. اما مانزوکیچ حتی وقتی در ترکیب اولیه به عنوان یک بال به زمین می‌رود، عملا نقش یک مهاجم دوم را بازی می‌کند. نکته اصلی بازی او در این پست برتری فیزیکی و قدی‌اش نسبت به تقریبا تمام فولبک‌هایی است که مقابلش قرار می‌گیرند. بدین ترتیب ارسال‌های روی تیر دو، به منطقه‌ای که مانزوکیچ در آن حاضر به راهی بسیار موثر برای گلزنی یوونتوس تبدیل شده.

حتی بعد از آمدن کریستیانو رونالدو هم مانزوکیچ پست خودش را حفظ کرده. نوع بازی او و قرار گرفتن رونالدو در مرکز خط حمله باعث می‌شود یوونتوس توانایی تغییر سیستم از ۱-۱-۴-۴ به ۲-۱-۴-۳ را در جریان بازی‌ها داشته باشد. مانزوکیچ در پیروزی‌های ۱-۰ مقابل رم و اینتر تک‌گل بازی را دقیقا از همین راه زد و در پیروزی ۰-۲ مقابل میلان هم دروازه روسونری را با ضربه سر خودش باز کرد. 

سیتی: پاس سانه در شش قدم به استرلینگ

پپ گواردیولا در دوران حضورش در بارسلونا و بایرن مونیخ و حالا منچستر سیتی، استفاده‌های مختلفی از وینگرهایش کرده. در بارسلونا این بازیکنان مدام پشت حریف، برای رسیدن به پاس‌های عمقی حرکت می‌کردند. در بایرن گواردیولا معمولا از “وینگرهای برعکس” استفاده می‌کرد، یعنی بازیکنان چپ‎پا در بال راست و بازیکنان راست‌پا در بال چپ.

در سیتی اما ترکیبی از این دو رویکرد را می‌بینیم: وینگرهایی که عرض بازی را حفظ می‌کنند و برای وینگر سمت دیگرشان پشت دفاع حریف فرصت گلزنی می‌سازند. برای همین است که در ترکیب اصلی سیتی معمولا شاهد بازی لیروی سانه چپ‌پا در بال چپ و رحیم استرلینگ راست‌پا در بال راست هستیم. این ترکیب بارها در دو فصل اخیر گل‌های مشابهی ساخته، گل‌هایی که معمولا از چند قدمی دروازه زده شده‌اند.

در همین فصل سانه دو بار مقابل برایتون و وستهم استرلینگ را در فاصله سه و چهار قدمی دروازه حریف قرار داد تا سیتی به گل برسد. این هفته برابر هادرزفیلد هم سانه با ارسالی در باکس شش قدم حریف باعث ثبت گلی نادر با ضربه سر استرلینگ شد.

با توجه به خرید ریاض مارز در تابستانی که گذشت به نظر می‌رسید گواردیولا قصد دارد به شیوه استفاده از وینگرهایش در بایرن برگردد. اما او خیلی زود دوباره به همان شیوه سابق در سیتی روی آورد، شیوه‌ای که موقعیت‌های گل از دست ندادنیِ زیادی پدید می‌آورد.