پاسخ به سوالات

 
من دختری هستم ۲۲ساله ۸ماه پیش بایکی ازهم کلاسیهام اشناشدم خیلی
اتفاقی داستان زندگیشوبرام تعریف کردوخواست باهاش دوست بشم باهدف ازدواج
گفت که ۲ماهه که ازدواج
کردم وزنم بهم خیانت ودزدی کردوقهرکردومهریشوگذاشت اجراوتقاضای طلاق داد
ومنم دیگه نمیخوامش نمیدونم چراتمایل پیداکردم باهاش دوست بشم گفت درعرض
۲ماه طلاقم تموم
میشه وبعدبه خودمون فکرمیکنیم والبته تمام مدارک دادگاه روبهم نشون دادکه
حرفاشوتاییدمیکرد راجع به خانومش که چیکاراکرده وتنهاچیزی که باعث شدبهش دل
ببندم سنگینی
متانت ایمان به خداش بود وبعد۸ماه هنوز کاراش تموم نشده وزنش هردفعه به یه
بهونه شکایت میکنه ابروشومیبره دلم براش میسوزه بعد۸ماه هنوزسردرگمم
نمیدونم انتخابم درسته
یانه ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید.باتشکر

—————————-

دوست عزیز! اگه به هر نحوی با فرد متاهلی برخورد کردین که از زندگیش راضی نیست تا زمانی که از فرد قبلی جدا نشده باشه باهاش وارد رابطه نشین حتی اگه از نظر شما فرد بسیار مناسبی برای ازدواج باشه و حتی اگه همسرش بدترین فرد ممکن باشه. اگر جدا شدند، بعدش موردی نداره برای اشنایی به قصد ازدواج اقدام کنین.

موفق باشین