جوشکاری (۴۶۲) کانالهای واسطه ازدواج

سلام. نظر شما درباره عضویت در گروه‌ها و کانال‌های واسطه‌های ازدواج چیست؟ خیلی پراکنده و غیرقابل اطمینان هستند. مردی که به این طریق با همسرش اشنا بشه بعدها تحقیرش نمیکنه؟ چه حسی به همسر خواهد داشت؟

————————————-

سلام خداوند بر شما

در کشور ما ازدواج به دو روش کاملا مجزا شکل می‌گیرد:

۱-   روش سنتی که از طریق معرفی واسطه‌های ازدواج و یا شناخت خانواده‌ها از یکدیگر صورت می‌گیرد.

۲-   روش مدرن که ازدواج بر اساس آشنایی مستقیم دختر و پسر است و آشنایی آنها بدون هرگونه دخالت از سوی واسطه‌ ازدواج یا خانواده است.

در این بین از یک سو نقش واسطه‌های ازدواج که در گذشته بسیار فعال بود کم‌رنگ گردید و از سوی دیگر فضاهای مجازی و وب‌ سایت‌های همسریابی نیز در این زمینه فعال شدند و به ازدواج مدرن و شناخت بی‌واسطه دختر و پسر دامن زدند و جوان‌ها را به سمت ازدواجی سوق دادند که در آن نقش خانواده و واسطه‌های ازدواج به حداقل رسید.

جامعه ما در حال آزمون و خطا است. واسطه‌های سنتی ازدواج همان گونه که در گذشته از تلفن استفاده می‌کردند امروز از فضای مجازی برای کار خودشان و صرفا به عنوان یک وسیله ارتباطی استفاده می‌کنند. در حقیقت مرز سنتی و یا مدرن شدن یک ازدواج استفاده از فضای مجازی یا اینترنت نیست. مرز روشن این دو روش در استفاده از واسطه‌های ازدواج برای معرفی دو خانواده و یا آشنایی مستقیم دختر و پسر است. در میان گروه‌ها و کانال‌های ازدواج دقت کنید. یک کانال همسریابی مدرن دختر و پسر مجرد را بر روی شبکه مجازی معرفی می‌کند و این خود مردم هستند که انتخاب کرده و یا رد می‌کنند. چیزی دقیقا شبیه اپلیکیشن دیوار!

اینکه شما در مساله ازدواج کدام یک از دو روش ازدواج را می‌پسندید به اندیشه شما در سبک زندگی مربوط است اما نکته جالب این است که این دو روش ازدواج در فضای مجازی نیز به عرض اندام در مقابل دیگری مشغول هستند و هر دو در فضای مجازی فعال هستند.

غیر قابل اعتماد بودن حقیقت غیر قابل انکار فضای مجازی است و جز شناخت بی‌واسطه و از نزدیک انسان‌ها چاره‌ای از آن نیست. این شما هستید که باید هوشیار باشید و در آنجا به هر کسی اعتماد نکنید. فضای مجازی وسیله ارتباطی خوبی برای انسان‌های واقعی است اما فضای خوبی برای آشنا شدن و اعتماد کردن و ازدواج نیست.

در روش سنتی که با کمک واسطه‌های متدین و معتبر ازدواج اما در فضای مجازی در حال اجرا است هیچ دختر و پسری به صورت مستقیم با هم آشنا نمی‌شوند. بلکه معرف یک دختر محترم، مشخصات او را در اختیار معرف پسر قرار می‌دهد و همسان‌گزینی نه از طریق خود افراد بلکه از طریق افراد آموزش دیده و دارای صلاحیت و باتجربه صورت می‌گیرد تا امکان سوءاستفاده به حداقل برسد. جوشکاری حامی روش سنتی ازدواج با استفاده از ابزارهای نوین است. ما به دنبال احیای سنت حسنه واسطه‌گری و معرفی جوان‌ها برای ازدواج هستیم و این کار را در فضای مجازی به درستی مدیریت کرده‌ایم.

جوشکاری (۴۶۱) بعد ازدواج این همه مسئله پیش میاد؟

سلام! حاج آقا اگه بعد ازدواج این همه مسئله پیش میاد پس این که پیامبر گفته‌اند: ازدواج نصف ایمان رو درست میکنه چیه؟ این که بدتر ایمان رو تحت خطر می‌گذاره. اونم توی جامعه‌ی امروز؟

————————————–

سلام خداوند بر شما

قال الرضا علیه السلام: کلمه لااله‌الاالله حصنی. کلمه توحید و ایمان به خداوند، دژ و قلعه الهی برای حفاظت از انسان است تا او را از آسیب‌ها و تیرهای زهرآگین شیطان حفظ کند. انسانِ بدون ایمان مانند انسان بیرون از قلعه است. گرگ‌های درنده هر جنبنده‌ای که بیرون قلعه مانده باشد را تکه تکه می‌کنند اما کسی که وارد قلعه شده باشد از شر گرگ‌ها محفوظ می‌ماند.

توحید را اگر از دور و به صورت کلی بنگریم لااله‌الاالله خواهیم دید. اما اگر به توحید نزدیک شویم و آن را دقیق‌تر مطالعه کنیم از دل لااله‌الاالله به حقیقتی به نام عبودیت می‌رسیم که در نماز و روزه و حج و خمس و زکات تجلی کرده است. به عبارتی تمام دستورات دین از دل عبودیت خارج خواهد شد. تمام عبادات مظهر لااله‌الاالله هستند و در کنار هم قلعه و حصن الهی را برای حفظ ایمان انسان تشکیل می‌دهند.

حال به سراغ ساختمان قلعه برویم. چه مقدار از این قلعه نماز و روزه و چه مقدار از آن حج و زکات و چه مقدار از آن ازدواج و خانواده است؟ حدیث نبوی این نسبت را بیان کرده است. ازدواج نیمی از قلعه است و تو را از نیمی از خطرهای پیش رو حفظ می‌کند. با تقوای الهی و رعایت نماز و روزه نیز تو باید بتوانی قلعه‌ات را تکمیل کنی و راه نفوذ گرگ‌های درنده و گرسنه را ببندی. ایمان تو در خطر است و تو راهی جز پناه بردن به نماز و روزه از یک طرف و ازدواج و خانواده از طرف دیگر نداری.

شما یا درندگی گرگ را دست کم گرفته‌اید و یا از تعداد گرگ‌ها بی‌خبرید. ما به تعداد مشکلات در مقابلمان گرگ داریم و هر جوشکاری یک سپر در مقابل دشمن است. تمام جنگ انبیای الهی و شیطان رانده شده بر سر ایمان آوردن و ایمان نیاوردن انسان است؛ شیطان تمام تلاشش را می‌کند که اولا کسی ایمان نیاورد و ثانیا ایمان در دل هیچ مومنی باقی نماند.

انسان مجرد طبق این فرمول یک انسان بی‌پناه است و هر لحظه ممکن است گرگ‌های درنده او را تکه پاره کنند. کسی که لااله‌الاالله گفته است نباید معطل قد و وزن و سن و مدرک و شهر و خانه و جهیزیه بماند. لااله‌الاالله کنار گذاشتن بت‌ها است. ما تا بت‌های خیالی خودمان را در زمینه ازدواج کنار نگذاریم و به دستور پیامبر اکرم در زمینه کفویت عمل نکنیم و المومن کفو المومنه را سر لوحه خودمان قرار ندهیم در زمینه خانواده خداپرست نشده‌ایم. 

جوشکاری (۴۶۶) تجدید نظر در انتخاب همسر

سلام و خسته نباشید. اگر یک نفر مثل من احمق! توی معیارش اشتباه کنه و ایمان رو مدنظر قرار نده و حالا بعد بیدار شدن از خواب بخواد در انتخابش تجدید نظر کنه این اشتباهه؟!

اگه بگیم آب رفته ز جوب برنمی‌گرده پس ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست چی میشه؟ من این اشتباه رو کردم و از این می‌سوزم که خواستگار با ایمان هم داشتم و همه رو به بهانه مختلف مثل زیبا نبودن یا بی‌پولی و غیره رد کردم و حالا که گرفتار یک مرد بی‌ایمان و بی‌اخلاق و شدم از کرده خودم پشیمونم. دلیلشم اینه که می بینم بی‌ایمانی او باعث میشه مابقی رذائل بهش راه پیدا کنه و کسی که ترس از خدا نداره دست به هر کاری می زنه. آیا باید سوخت و حسرت خورد یا جبران کرد در انتخاب بعدی؟

سلام خداوند بر شما

شما تنها قربانی کنار گذاشتن ایمان در هنگام انتخاب همسر نیستید. مثل شما در جامعه ما زیاد هستند. اگر تا امروز سرشان به سنگ نخورده است و با تکیه بر ایمانِ فرد مومن، برای حفظ زندگی تلاش کرده‌اند، با علنی شدنِ شکافِ سبک زندگی میان زن و شوهر که ناشی از انحرافات اخلاقی فرد بی‌ایمان است آرام آرام و یکی یکی سرشان به سنگ خواهد خورد.

جواب تمام این انتخاب‌های غلط را روان‌شناس‌هایی باید بدهند که در کتاب‌ها و همایش‌‌هایشان یا نسخه رسول اکرم در زمینه ازدواج را اساسا نشنیدند و یا نخواسته‎اند که بشنوند و یا به عمد سانسورش کرده‌اند یا آن را مسخره کردند و در همایش‌های دانشجویی به گونه‌ای داستان جویبر و ذلفا را گفتند که دانشجوی بی‌خبر باور کند که این حرف‌ها برای هزار سال قبل است و در این دنیای مدرن امروز حداقل به ما ربطی ندارد.

اسم خودشان را پژوهشگر و متخصص و روانشناس و مشاور در امر ازدواج می‌گذارند اما در کنار تمام نظریات غربی هیچ یادی از نظریه محمد بن عبدالله آخرین فرستاده خدا نمی‌کنند. گویی محمد آمده بود تا فقط نماز خواندن به بشر بیاموزد و در زمینه ازدواج و کفویت هیچ حرفی برای گفتن نداشته است. گویی محمد فقط یک دین فردی آورده بود و دیانتش مخصوص عرب‌ها و گذشته‌ها بوده و در این روزگار سعادت بشر فقط با نسخه‌های غربی علاج می‌شود.

اسم خودشان را مسلمان می‌گذارند اما چنان تیشه به ریشه دین محمد می‌زنند و دینش را به مربوط به گذشتگان یا غیر قابل اجرا در دنیای امروز و یا محدود به قبیله قریش معرفی می‌کنند که هیچ دانشجویی در آن همایش جرات نکند به ذهن خودش این فکر را بیاورد که مگر دینی که به عنوان آخرین شریعت از سمت خداوند نازل می‌شود امکان دارد که محدود به یک زمان و یک قبیله و یک اندیشه باشد؟ راستی چرا این قدر اصرار دارند که داستان جویبر و ذلفا را نبینند و در موردش حرف نزنند؟

مگر امکان دارد که در شریعت محمد مبارزه با تمام بت‌ها و ابوسفیان‌ها گنجانده شده باشد اما در مورد ازدواج و سنت‌های جاهلی و غلط آن زمان که همگی بر اساس مادیات بنا شده بودند حرفی به میان نیامده باشد؟ آیا محمد آمده بود که ما اعمال فردی را بیاموزیم اما در زمینه ازدواج و خانواده به سنت ابوسفیان و ساسانی و هخامنشی باقی بمانیم؟ کدام تمدن به مساله کفویت جوابی چون جواب محمد داده است؟ کدام سبک زندگی جز سبک زندگی محمد، انسان را همتای انسان دانسته و هیچ معیاری جز ایمان را شایسته کفویت و ملاک همتایی دو انسان قرار نداده است؟

محمد اگر در زمینه ازدواج نیز تبر به دست نمی‌گرفت و مانند ابراهیم بر پیکر سنت‌های غلط جاهلیت مدرن فرود نمی‌آورد، شعار لااله‌الاالله را عملی نکرده بود. لااله‌الاالله بدون المومن کفو المومنه ناقص است. المومن کفو المومنه تمام هیمنه سبک زندگی یزدگرد و فراعنه و ابوسفیان را در زمینه خانواده و ازدواج شکست. محمدِ سرسخت و سازش‌ناپذیرِ بدر و احد، همان محمدِ المومن کفو المومنه است. بدون این شعار محمد ناقص می‌ماند و دیگر محمد رویایی مسلمانان و مومنین نبود.

محمد با این شعار ایمان را عملی کرد و به متن خانواده کشید. محمد با المومن کفو المومنه ایمان را در خانواده رسوخ داد و با ازدواج بین مومنین و مومنات به انتظار تربیت نسلی با سبک زندگی مومنانه نشست. محمد ایمان را از حالت فردی خارج کرد و جامعه‌ای را بر اساس “خانواده‌ی مومن” پایه‌گذاری نمود. “خانواده مومن” تربیتش و رفتارش و سبک زندگی‌اش و خورد و خوراکش و ازدواجش و عبادتش، با ارکان هر سبک زندگی دیگری متفاوت است و هیچ بن بستی در ان معنا ندارد و همین افتخار محمد است.