گیر کرده در گذشته: مورینیو و توجیه‌های توخالی

گیر کرده در گذشته: مورینیو و توجیه‌های توخالی

آی‌اسپورت – ژوزه مورینیو در دو روزی که کارشناس شبکه بی‌این اسپورتس بود مشاهدات و نظرات جالبی داشت. از همه بیشتر اما توصیه‌اش به اونای امری درباره مسوت اوزیل بود که توجه‌ها را جلب کرد: «او برای بازگشت به اوج نیاز به توجه و مراقبت دارد». این توصیه بود که باعث گرد شدن چشمهای همه یونایتدی‌ها شد.

مورینیو هیچوقت خودآگاهی زیادی نداشته، اما اینکه او به مربی دیگری بگوید باید احساسات بازیکنانش را در نظر بگیرد دیگر نمونه بارزی از این «به کاری که می‌کنم توجه نکن، به چیزی که می‌گویم گوش بده» بود. پل پوگبا، مارکوس رشفورد، لوک شاو، الکسیس سانچر و کریس اسمالینگ همه حاضرند شهادت دهند که مربی سابقشان خودش به توصیه‌ای که به امری کرده بود عمل نمی‌کرد.

ماه‌های آخر مورینیو در اولدترافورد پر از جو منفی بود و نظرات او درباره اوزیل در استودیوی بی‌این اسپورت دقیقا نشان داد چرا او برای بازگشت به بالاترین سطح مربیگری باید تغییری در راه و روش‌هایش پدید بیاورد. چیزی که بیش از هر چیزی در این دو روز دیده شد گیر کردن مورینیو در گذشته بود. هیچ بحثی درباره کارنامه او وجود ندارد، مربی‌ای که در پرتغال و انگلیس و ایتالیا و اسپانیا قهرمان لیگ شده، دو بار چمپیونز لیگ را فتح کرده و جام‌های داخلی زیادی هم برده. اما یک مربی برای ادامه دادن به موفقیت باید به آینده نگاه کند، نه گذشته.

سر الکس فرگوسن در تمام سال‌های مربیگری‌اش در یونایتد از ایده‌ها و افکار و دستیارهای جدید استقبال می‌کرد و مهمتر از همه همیشه نگاهش به آینده بود. در نقطه مقابل این رویکرد مورینیو قرار دارد. او ادعا کرد اصطلاح “پارک اتوبوس” وقتی ساخته شد که رئال مادریدش با ۱۰۰ امتیاز و ۱۰۶ گل زده لا لیگا را فتح کرد. مورینیو موفقیت یورگن کلوپ و پپ گواردیولا را در حمایت باشگاه‌هایشان دانست و کلا این حقیقت را نادیده گرفت که خودش در پنج پنجره نقل و انتقلات بیش از ۴۰۰ میلیون پوند برای یونایتد خرید کرد.

مورینیو از رفتار ناعادلانه نسبت به خودش با گواردیولا و کلوپ حرف زد: «وقتی مورینیو کنار خط رفتار بدی دارد، وقتی مورینیو بطری آب را شوت می‌کند، وقتی مورینیو این کار را می‌کند، وقتی مورینیو این کار را می‌کند، محروم می‌شود؛ اما وقتی پپ و یورگن این کارها را می‌کنند اما نه. بهشان می‌گویند مربیانی پرشور». مورینیو پیش از اینکه از دوران موفقش در چلسی بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ تعریف کند هم به موریسیو پوچتینو بابت جام نگرفتنش با تاتنهام حمله کرد.

از نظر مورینیو وقتی تیم می‌بازد و شرایط مساعد نیست همه مقصرند غیر از او. از نظر او ساختار باشگاه منچستر یونایتد مشکل داشته. هفت پیروزی پیاپی یونایتد به رهبری مربی موقتش، اوله گونار سولشر اما چیز دیگری نشان می‌دهد. مورینیو با منفی‌پراکنی خودش به تمام قسمت‌های باشگاه منچستر یونایتد ضربه زده بود و همه‌جا مشکل پیدا می‌کرد. اما بزرگ‌ترین مشکل در این میان خود مورینیو بود.

اگر مورینیو فیلم حضورش در استودیوی بی‌این اسپورتس را یک بار تماشا کند می‌بینید که چقدر یک سری از نظرات و توجیه‌هایش توخالی بوده. او با هر حرفی که می‌زد نشان می‌داد چرا از فوتبال مدرن عقب مانده و مهمتر، چرا حالا بیکار است.

داستان فقر تا ثروت/ گل‌های ۶میلیون پوندی

داستان فقر تا ثروت/ گل‌های ۶میلیون پوندی

آی‌اسپورت-  داستان فقر تا ثروت الکسیس سانچس در فیلم کوتاهی با عنوان الکسیس به نمایش در می‌آید که از خیابان‌های توکوپیا در شمال شیلی شروع می‌شود و به ستاره شدن در لیگ‌های طراز اول اروپایی می‌انجامد. در این مورد به‌خصوص، داستان فقر تا ثروت شگفت‌انگیز است. درست یک سال قبل سانچس با انتقال از آرسنال به منچستریونایتد پردرآمدترین بازیکن لیگ برتر شد و شیاطین سرخ با انتشار کلیپی ۳۶ ثانیه‌ای از او با پیراهن جدید در حال نواختن پیانو این خبر را اعلام کردند. 

شرایط معامله طوری بود که منچسترسیتی از میز مذاکره کنار رفت در حالی که خود را مدعی اصلی جذب این مهاجم می‌دانست. هنریخ مخیتاریان که ۳۵ میلیون پوند رویش قیمت گذاشته بودند، به‌عنوان بخشی از این قرارداد به آرسنال رفت و یونایتد موافقت کرد برای بازیکنی که پنج ماه دیگر بازیکن آزاد می‌شد، سالانه تا ۲۵ میلیون پوند بپردازد. مبلغ انتقال او ۷۵.۶ میلیون پوند بود به اضافه دستمزد پایه ۳۵.۲ میلیون پوند در سال یا ۳۹۱ هزار پوند در هفته. با احتساب حق تصویر و پاداش‌هایش هم که گفته می‌شود هر بازی که در ترکیب اصلی قرار بگیرد، ۷۵ هزار پوند می‌گیرد و اگر در هر فصل تعداد گل و پاس گل‌هایش به ۴۰ برسد، دو میلیون پوند پاداش می‌گیرد، دستمزد هفتگی او به ۵۰۰ هزار پوند می‌رسد.

به این فاکتور اضافه کنید ۱۰ میلیون پوند حق دلالی که سیتی را دور کرد اما بعد از یک سال شاید خوشحال‌تر می‌شدند اگر این کار را نمی‌کردند؛ چهار گل سانچس در ۱۲ ماه هر کدام حدود ۶میلیون پوند برای منچستریونایتد آب خورده است.

او گل تساوی را در نیمه‌نهایی جام حذفی برابر تاتنهام در ویمبلی زد و گل پیروزی بخش اواخر بازی مقابل نیوکاسل در اواخر مهر را به ثمر رساند که تنها گلش در این فصل لیگ برتر بوده؛ غیر از این چیز زیادی نمی‌شود از ۳۲ بازی او درآورد.

ژوزه مورینیو گفته بود ما بهترین عملکرد سانچس را این فصل می‌بینیم اما بیش از نیمی از بازی‌های او در لیگ برتر به‌عنوان یار جانشین بوده و تنها در یک مسابقه در همه رقابت‌ها ۹۰ دقیقه در زمین بوده. اخیرا بعد از طی دوران مصدومیت همسترینگ سعی کرده به شرایط ایده‌آل جسمانی برسد و ممکن است جمعه شب در دیدار با تیم سابقش آرسنال در جام حذفی برای دومین بار زیر نظر اوله‌گونار سولشر در ترکیب اصلی قرار گیرد، اگر این اتفاق بیفتد همه چشم‌ها در «امارات» به او است.

سولشر بعد از پیروزی این هفته برابر برایتون که سانچس ۹۰ دقیقه روی نیمکت بود، گفت: «او آمادگی صددرصد برای بازی ندارد چون مدتی دور بوده اما شاید به بازی جام حذفی برسد.»
مربی موقت نروژی ترجیح می‌دهد از مارکوس رشفورد، آنتونی مارسیال و جسی لینگارد به‌عنوان مثلث هجومی استفاده کند و این یعنی سانچس و روملو لوکاکوی ۷۵ میلیون پوندی باید به نقش ذخیره در تیم راضی باشند.

اما قرار نبود اینطور شود وقتی سانچس با آن همه سر و صدا به یونایتد آمد. او قرار بود سرنوشت‌ساز باشد و خریدی که بتواند یونایتد را دوباره مدعی قهرمانی کند اما در عوض به آنخل دی‌ماریا و رادامل فالکائو پیوست به‌عنوان بازیکنان آمریکای جنوبی که آمدنشان به منچستریونایتد اشتباه بزرگی بود. اما با همه مشکلات، او یک سختکوش کاملا حرفه‌ای در یونایتد است. مثلا وقتی مورینیو به بازیکنانش آزادی داد که در روز مسابقه در هتل لاوری رفت و آمد کنند، سانچس یکی از معدود کسانی بود که طبق روال معمول کارهایش را انجام داد. 

گاهی در زمین هم خیلی می‌کوشد که اثری بگذارد تا جایی که گزینه آسان را نادیده می‌گیرد و می‌خواهد حمل توپ کند و خیلی مواقع هم مسوول لودادن توپ بوده. او آشکارا نمی‌توانست با سیستم کاری مورینیو منطبق شود و نخستین بار در بازی جام حذفی اسفند گذشته مقابل برایتون بیرون گذاشته شد و بعدا اعتراف کرد از تیم ملی کناره گرفته تا روی بهبود عملکرد باشگاهی‌اش تمرکز کند: «از خودم انتظار زیادی دارم، توقع بهتری داشتم. بعد از آمدن به منچستریونایتد، سخت بود که سریع تغییر کنم. تغییر باشگاه هم سخت بود، چون نخستین بار بود که در ژانویه تیمم را عوض کردم اما در زندگی من چیزهای سخت زیادی وجود داشته.»
نگرانی از اینکه سانچس درباره تصمیم به آمدن به یونایتد دچار تردید شده، آشکار شد چون در زمین تمرین کارینگتون ناراحت به نظر می‌رسید و بیشتر خودش به تنهایی غذا می‌خورد. سانچس آدم درون‌گرایی است و هنوز هم تنهایی را ترجیح می‌دهد و البته بیشتر دوست دارد با سایر بازیکنان اسپانیولی زبان، مثل داوید دخئا، خوان ماتا، آندر اررا و مارکوس روخو همزبان شود.

بعد از آنکه مدتی در هتل لاوری بود، با نامزد و دو سگ محبوبش به خانه روخو نقل مکان کرد. شهریور اعلام کرد رابطه‌اش با مایته رودریگس، بازیگر شیلیایی، به هم خورده و وقتی آبان در خانه جدید عکس‌هایش را منتشر کرد، توجه هواداران به این نکته جلب شد که همه عکس‌هایی که منتشر می‌کند با سگ‌هایش است. 

این تنهایی و افسردگی باعث شد باشگاه به او اجازه دهد کریسمس را در شیلی بگذراند، او در سانتیاگو خانه دارد و همچنین توکوپیا که خانواده و دوستان قدیمی‌اش آنجا هستند. او که در کشورش یک قهرمان محسوب می‌شود، در موسسات خیریه کودکان شرکت و هدایایی را تقدیم کرد. باشگاه احساس می‌کرد او علاوه بر همسترینگ باید روانش را هم درمان کند، به خاطر یک سال سختی که داشته، به خاطر ناکامی‌هایش در منچستریونایتد، نرسیدن شیلی به جام جهانی و بر هم خوردن رابطه با نامزدش. 

جالب بود که بازگشت او به منچستر همزمان شد با روزهای اخراج مورینیو. او ویدئویی از خودش منتشر کرد که در حال رانندگی به سمت در ورودی زمین تمرین یونایتد بود و آهنگ فیلم گلادیاتور با عنوان «ما حالا آزاد هستیم» را گوش می‌داد. 

فرصت خودنمایی برای سولشر چندان برایش پیش نیامده. آسیب‌دیدگی او در برد جام حذفی مقابل ردینگ بدتر شد و در روز آخر اردوی دبی گفت وضع همسترینگش خراب است و از آن موقع بازی نکرده.
او در موقعیتی است که مصمم به ایجاد تغییر است، می‌خواهد خودش را ثابت کند و نشان دهد دستمزد فوق‌العاده بالایش بی‌جهت نیست. اگرچه به تصویر کشیدن اینها در فیلم کوتاه او ممکن نیست اما سانچس امیدوار است فیلمش در یونایتد پایان خوشی داشته باشد. 

منبع: دیلی میل

ترکیب مسی و آلبا و دیگر دژاووهای فوتبالی

ترکیب مسی و آلبا و دیگر دژاووهای فوتبالی

آی‌اسپورت تا حالا شده موقع تماشای فوتبال حسی از دژاوو بهتان دست بدهد؟ نه فقط وقتی تیم‌تان دوباره بعد از دقیقه ۹۰ برتری‌اش را از دست می‌دهد، یا یک بار دیگر در دربی شکست می‌خورد، یا برای سومین بار پیاپی دروازه‌اش توسط بازیکن سابق باز می‌شود.

اینجا منظور دژاوویی عینی‌تر است، وقتی تیمی گلی می‌زند که انگار پیش از این همه دقیقا به همین شکل زده. چنین اتفاقی می‌تواند حاصل استراتژی مشخص یک تیم در بعد هجومی یا هماهنگی طبیعی تو بازیکن باهم باشد. در زیر به چهار نمونه از این فرمول‌های گلزنی که در دو فصل اخیر بیش از بقیه در سطح اول فوتبال اروپا تکرار شده می‌پردازیم.

بارسلونا: پاس رو به عقب آلبا برای مسی

لیونل مسی به قدری بازیکنی فوق‌العاده است که تقریبا با هر بازیکن دیگری می‌تواند ترکیب شود. اما بیش از هر چیزی، او با بازیکنانی که با سرعت در عرضش حرکت می‌کنند قدرت تطابق دارد. پدرو شاید یکی از بهترین مهاجمین بارسلونا در یک دهه اخیر نبود، اما بدون شک مسی با او بیشترین هماهنگی را در زمین داشت.

بعد از رفتن پدرو، این جایگاه به ژوردی آلبا رسید. آلبا وینگر، یا واید فوروارد نیست، اما تغییر سیستم ارنستو والورده و فاصله گرفتنش از ۳-۳-۴ بارسلونایی باعث شد تا تیم برای عرض دادن به بازی نیاز بیشتری به فولبک‌هایش پیدا کند. بدین ترتیب بار هجومی بیشتری روی دوش آلبا افتاد و او به خوبی از پس این وظیفه برآمد.

گل معروف مسی در برنابئو در سال ۲۰۱۷، گلی که بعد از آن فوق‌ ستاره آرژانتینی بارسلونا پیراهنش را در آورد و به هواداران رئال مادرید نشان داد، روی پاس رو به عقب آلبا به ثبت رسید. آلبا در پیروزی پرگل مقابل اسپانیول هم دو پاس گل مشابه به مسی داد. این فصل هم نمونه‌های این گل را دیده‌ایم. مسی در ومبلی مقابل تاتنهام خودش با پاسی بلند توپ را به آلبا رساند و ضدحمله را شروع کرد. آلبا تا باکس اسپرز پیش رفت و پاس رو به عقبی داد که سوارز آن را رها کرد تا مسی تبدیل به گلش کند. یک و دوهای کلاسیک مسی و آلبا در دو، سه فصل اخیر فرصت‌های گل زیادی برای تیم‌شان پدید آورده. این دو بازیکن در هفته‌ای که گذشت مقابل لگانس هم گلی زدند که با دو یک و دوی پیاپی همراه بود. 

تاتنهام: ارسال اریکسن برای علی روی تیر دو

تاتنهام در بازی این هفته مقابل فولام، در حالیکه هری کین را در اختیار نداشت، با دو ضربه سر به گل رسید. هیچکدام از این دو گل را البته فرناندو یورنته‌ای که به جای کین در ترکیب اصلی گرفته بود نزد. گل دوم که در لحظات پایانی به دست آمد را هری وینکس وارد دروازه شاگردان کلودیو رانیری کرد و گل اول را دلی علی روی ارسال کریستین اریکسن.

ترکیب اریکسن و علی را پیش از این بارها دیده‌ایم. به یادماندنی‌ترینِ این ترکیب‌ها به جدال تاتنهام و چلسی در دو فصل پیش برمی‌گردد. در این بازی اریکسن دو بار از فضایی که گری کیهیل بهش داده بود، توپ را از سمت راست روی تیر دو ارسال کرد و علی با استفاده از ضعف سزار آزپیلیکوئتا روی توپ‌های هوایی، با رساندن به موقع خودش به باکس چلسی دروازه این تیم را باز کرد. این دو گل اولین شکست تیم آنتونیو کونته بعد از تغییر به سیستم ۱-۲-۴-۳ را رقم زد، تیمی که البته در نهایت قهرمان لیگ هم شد.

علی در اولین بازی فصل پیش گلی مشابه را هم وارد دروازه نیوکاسل کرد، البته این بار روی ارسال سرژ اوریه. یک ارسال از روی ضربه آزاد توسط اریکسن و یک ضربه سر دیگر از علی باعث پیروزی این فصل تاتنهام باز هم مقابل چلسی شد. برای همین مصدومیت علی، بعد از مصدومیت کین که به نظر هر دو حداقل یک ماه و نیم بیرون باشند ضربه شدیدی به خط حمله تاتنهام خواهد زد.

یوونتوس: ضربه سر مانزوکیچ بالاتر از فولبک حریف

ماریو مانزوکیچ بازیکن ویژه‌ایست. در نگاه اول او شبیه به یک مهاجم شماره ۹ کلاسیک به نظر می‌رسد، مهاجمی که فقط در باکس حریف کارایی دارد و وقتی تیمش صاحب توپ است. اما تحرک این مهاجم کروات خیلی بیشتر از آنچه نسبت به جثه‌اش ازش انتظار می‌رود است. نوع بازی پرفشار مانزوکیچ کمک زیادی به فتح سه‌گانه بایرن مونیخ در فصل ۲۰۱۲ کرد. برای همین بود که اتلتیکو مادرید هم سراغ مانزوکیچ رفت، چون می‌توانست در سیستم دیگو سیمئونه بازی کند.

اما مانزوکیچ بعد از پیوستن به یوونتوس عملا پستی جدید برای خودش ابداع کرده. خیلی از مهاجمین فوتبال مدرن به واید فوروارد تبدیل می‌شوند و از کناره‌ها در عرض زمین حرکت می‌کنند و دروازه حریف را مورد هدف قرار می‌دهند. اما مانزوکیچ حتی وقتی در ترکیب اولیه به عنوان یک بال به زمین می‌رود، عملا نقش یک مهاجم دوم را بازی می‌کند. نکته اصلی بازی او در این پست برتری فیزیکی و قدی‌اش نسبت به تقریبا تمام فولبک‌هایی است که مقابلش قرار می‌گیرند. بدین ترتیب ارسال‌های روی تیر دو، به منطقه‌ای که مانزوکیچ در آن حاضر به راهی بسیار موثر برای گلزنی یوونتوس تبدیل شده.

حتی بعد از آمدن کریستیانو رونالدو هم مانزوکیچ پست خودش را حفظ کرده. نوع بازی او و قرار گرفتن رونالدو در مرکز خط حمله باعث می‌شود یوونتوس توانایی تغییر سیستم از ۱-۱-۴-۴ به ۲-۱-۴-۳ را در جریان بازی‌ها داشته باشد. مانزوکیچ در پیروزی‌های ۱-۰ مقابل رم و اینتر تک‌گل بازی را دقیقا از همین راه زد و در پیروزی ۰-۲ مقابل میلان هم دروازه روسونری را با ضربه سر خودش باز کرد. 

سیتی: پاس سانه در شش قدم به استرلینگ

پپ گواردیولا در دوران حضورش در بارسلونا و بایرن مونیخ و حالا منچستر سیتی، استفاده‌های مختلفی از وینگرهایش کرده. در بارسلونا این بازیکنان مدام پشت حریف، برای رسیدن به پاس‌های عمقی حرکت می‌کردند. در بایرن گواردیولا معمولا از “وینگرهای برعکس” استفاده می‌کرد، یعنی بازیکنان چپ‎پا در بال راست و بازیکنان راست‌پا در بال چپ.

در سیتی اما ترکیبی از این دو رویکرد را می‌بینیم: وینگرهایی که عرض بازی را حفظ می‌کنند و برای وینگر سمت دیگرشان پشت دفاع حریف فرصت گلزنی می‌سازند. برای همین است که در ترکیب اصلی سیتی معمولا شاهد بازی لیروی سانه چپ‌پا در بال چپ و رحیم استرلینگ راست‌پا در بال راست هستیم. این ترکیب بارها در دو فصل اخیر گل‌های مشابهی ساخته، گل‌هایی که معمولا از چند قدمی دروازه زده شده‌اند.

در همین فصل سانه دو بار مقابل برایتون و وستهم استرلینگ را در فاصله سه و چهار قدمی دروازه حریف قرار داد تا سیتی به گل برسد. این هفته برابر هادرزفیلد هم سانه با ارسالی در باکس شش قدم حریف باعث ثبت گلی نادر با ضربه سر استرلینگ شد.

با توجه به خرید ریاض مارز در تابستانی که گذشت به نظر می‌رسید گواردیولا قصد دارد به شیوه استفاده از وینگرهایش در بایرن برگردد. اما او خیلی زود دوباره به همان شیوه سابق در سیتی روی آورد، شیوه‌ای که موقعیت‌های گل از دست ندادنیِ زیادی پدید می‌آورد.

درس‌هایی تاریخی برای لمپاردِ مربی

درس‌هایی تاریخی برای لمپاردِ مربی

آی‌اسپورت – تماشای فرانک لمپارد به عنوان یک مربی در استمفورد بریج قطعا تصویری زیبا برای هواداران چلسی می‌سازد، هوادارانی که دوست دارند این صحنه بارها و بارها در خانه خودشان تکرار شود. اما آیا لمپاردی که امشب در مقام مربی داربی کانتی به بریج سفر می‌کند تا برای رسیدن به یک چهارم نهایی جام اتحادیه بجنگد قابلیت بدل شدن به یک مربی درجه یک را دارد؟

نشانه‌ها تا امروز برای هافبک افسانه‌ای چلسی مثبت بوده. تیم او در دیداری به یادماندنی در دور قبل همین تورنمنت منچستر یونایتد را در اولدترافورد حذف کرد تا لمپارد استاد سابقش، ژوزه مورینیو را شکست دهد. پیروزی مقابل چلسی در بازی امشب می‌تواند روندی رویایی برای او در جام اتحادیه رقم بزند.

خود لمپارد اما همچنان فروتن و واقع‌بین باقی مانده. او می‌داند تیمش دست پایین را نسبت به چلسی دارد و تجربه خودش در مربیگری قابل مقایسه با مائوریتزیو ساری نیست. لمپارد که تیمش در رده ششم جدول چمپیونشیپ قرار دارد، رده‌ای که اگر تا آخر فصل حفظ شود او را به پلی‌-آف برای صعود به لیگ برتر می‌رساند، بعد از شکست تیمش مقابل میلوال اعتراف کرد که هنوز چیزهای زیادی در شغل جدیدش باید یاد بگیرد و برای همین مدام در حال تماشای بازی‌ها تیم‌های دیگر و رقبایش است.

اما این اولین بار نیست که فوتبالیستی درجه یک در سن پایین رو به مربیگری آورده و تاریخ نشان می‌دهد اگر لمپارد در همین اولین شغلش جایگاهش را به اثبات نرساند آینده‌ای چندان روشن انتظارش را نخواهد کشید.

شهرت یک مربی جوان به خاطر ستاره بودنش به عنوان یک بازیکن می‌تواند در ابتدا کمک زیادی بهش کند. برایان رابسون را در نظر بگیرید، کاپیتان سابق منچستر یونایتد و مردی که به نظر می‌رسید جانشینی طبیعی برای سر الکس فرگوسن است. رابسون در اولین شغل مربیگری‌اش، در حالیکه هنوز بازی هم می‌کرد، میدلزبورو را به لیگ برتر آورد. اما دوران درخشش او به عنوان یک مربی جوان و تازه‌کار خیلی زود به پایان رسید، اتفاقی که دقیقا برای کاپیتان بعدی یونایتد، روی کین، هم رخ داد. کین هم در اولین تجربه مربیگری‌اش باعث صعود ساندرلند به لیگ برتر شد، اما دوران مربیگری‌اش بعد از اخراج از ایپسیویچ در سن ۳۹ سالگی، یعنی جوان‌تر از حال حاضر لمپارد، تمام شد.

مارتین اونیل، مربی تیم ملی ایرلند که کین حالا دستیار اول اوست، اخیرا به نکته‌ای مهم در این بحث اشاره کرده بود. مربی سابق استون ویلا چنین توضیح داد که خیلی از بازیکنان او در تیم با پوستر کین روی دیوار اتاق‌شان بزرگ شده‌اند. اما این شور ابتدایی از کار کردن زیر دست قهرمان کودکی‌شان خیلی زود از بین می‌رود و احترام و اعتقادی که باقی می‌ماند صرفا از دستاوردهای این ستاره سابق در جایگاه یک مربی تازه‌کار حاصل می‌شود. در سال‌های اخیر هر دو سوی این طیف را دیده‌ایم، طیفی که یک انتهایش تونی آدامز بوده و در انتهای دیگرش پپ گواردیولا.

به هر سو نشانه‌ها فعلا برای لمپارد امیدوارکننده است. ستاره‌های تیم او هری ویلسون و میسون مانت هستند. ویلسون با آن گل فوق‌العاده‌ای که به یونایتد در اولدترافورد زد نشان داده چطور شوت زدن را در بالاترین شکل خودش از مربی‌اش آموخته و مانت هم که به صورت قرضی برای داربی بازی می‌کند از اینکه حالا قهرمان دوران کودکی‌اش مربی‌اش است بیشترین لذت را می‌برد.

نکات مهم‌تر اما نظر دیگران مربیان چمپیونشیپ درباره لمپارد است. مارسلو بیلسا، تاکتیسین بزرگ آرژانتینی که این فصل رهبری لیدز یونایتد را بر عهده گرفته اعتقاد دارد لمپارد سلیقه خوبی در فوتبال هجومی دارد. دین اسمیت، مربی استون ویلا هم از لمپارد بابت تغییر رویکرد تیمش و تبدیل داربی به تیمی که پرس بالا می‌کند و بر اساس مالکیت توپ بازی می‌کند تعریف کرده. آمار هم نشان می‌دهند داربی این فصل از منظر تعداد پاس‌ها بین چهار تیم اول چمپیونشیپ قرار دارد، در حالیکه فصل پیش بین ۱۰ تای اول هم نبود.

لمپارد امشب فرصت این را دارد که یک قدم بلند دیگر را در این پروسه انتقالی از یک فوتبالیست ستاره به مربی‌ای درجه یک بردارد. در این راه بهترین گلزن تاریخ چلسی باید مربی‌ای را شکست دهد که ۱۹ سال ازش بزرگ‌تر است و هرگز فوتبالیستی حرفه‌ای نبوده، اما یکی از بزرگ‌ترین تاکتیسین‌های حال حاضر فوتبال جهان است.

اسطوره ۵۸ساله شد؛ نابغه به روایت آمار

اسطوره ۵۸ساله شد؛ نابغه به روایت آمار

آی اسپورت – دیگو آرماندو مارادونا یکی از بهترین بازیکنان تاریخ مستطیل سبز، شمع تولد ۵۸ سالگی خود را فوت کرد. ستاره‌ای کاریزماتیک که عادت داشته هرجا که برود ضمن نمایش‌های فوق العاده، برای خودش جنجال و حاشیه هم درست کند. دیگو این روز‌ها هدایت باشگاه دورادوس ده سینالوئای مکزیک را بر عهده دارد و بدون حاشیه کارش را ادامه می‌دهد. به همین بهانه آمارهای جالبی از او را مرور کرده‌ایم:

۱) دیگو با پیراهن بوکاجونیورز موفق شد یک بار قهرمانی در لیگ آرژانتین را تجربه کند.

۲) پیراهن بارسلونا برای مارادونا ۲ قهرمانی در پی داشت که یکی لالیگا و دیگری جام‌حذفی بود.

۵) ناپولی دوران اوج باشگاهی مارادونا بود که موفق شد همراه با پارتنوپی ۲ بار قهرمان سری A شود، یک کوپا ایتالیا را فتح کند، به جام یوفا بوسه بزند و سوپرکاپ ایتالیا را بالای سر ببرد تا مجموعاً ۵ جام را به ویترین افتخاراتش اضافه کند.

۱) دیگو در تیم ملی آرژانتین یک بار قهرمانی در جام جهانی را با گل دست خدا فتح کرد. او قبلاً با جوانان آلبی سلسته قهرمان جهان شده بود.

۱۹۷۹) سالی پر از خاطرات خوب برای دیگو بود که قهرمان لیگ آرژانتین شد، توپ طلا و کفش نقره‌ای رقابت‌های جام جهانی جوانان را به دست آورد، بهترین بازیکن سال آرژانتین از نگاه روزنامه‌نگاران شد، بازیکن سال آمریکای جنوبی شد و همه چیز را برای چهره شدن به دست آورد.

۱۹۸۶) توپ طلا، کفش نقره‌ای و بیشترین پاس گل همگی در سال ۱۹۸۶ برای مارادونا به دست آمدند. او در این سال بهترین بازیکن از نگاه مجله معتبر وردساکر نیز شد و همین عنوان را در روزنامه فرانسوی اکیپ نیز صاحب شد.

۱۶) از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۷ مارادونا آقای گل تاریخ ناپولی بود.

۹۱) دیگو با پیراهن تیم ملی آرژانتین ۹۱ بازی انجام داد و از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۴ عضو آلبی سلسته بود.

۳۴) مارادونا برای تیم ملی آرژانتین موفق شد ۳۴ گل به ثمر برساند.

 

تلاش توخل برای تغییر فرهنگ پاریسی‌ها

تلاش توخل برای تغییر فرهنگ پاریسی‌ها

آی‌اسپورت – خیلی کم پیش می‌آید که یک مربی بعد از پیروزی تیمش در یک بازی بزرگ ناراحت باشد. و این اتفاقی بود که دقیقا برای توماس توخل بعد از پیروزی ۰-۲ پاریس سن ژرمن مقابل مارسی در یکشنبه شب رخ داد.

پاریسی‌ها در این شب با کسب یازدهمین پیروزی پیاپی‌شان در شروع لیگ به رکورد تاتنهام قدرتمند در فصل ۱۹۶۱-۱۹۶۰ رسیدند. اما توخل به جای جشن گرفتن خشمگین بود، نه به خاطر نمایش تیمش و نه به خاطر نتیجه‌ای که گرفته بودند، بلکه به خاطر تصمیماتی که مجبور شده بود پیش از شروع بازی بگیرد. کیلین امباپه و آدرین ربیو تصمیم گرفته بودند ال کلاسیکو را تا آخر تماشا کنند و برای همین پنج دقیقه به جلسه تیم در آستانه لو کلاسیک دیر رسیدند و این تاخیر باعث خشم توخل شد و بنابراین تصمیم گرفت دو ستاره خودش را از ترکیب اصلی کنار بگذارد.

مربی سابق بوروسیا دورتموند درباره این تصمیمش، بعد از بازی به خبرنگاران گفت: «این عصر خوبی برای من نبود. من برنامه‌ریزی می‌کنم و از اینکه مجبور شوم این برنامه‌ها را عوض کنم متنفرم. من مجبور بودم به خاطر تنبیه انضباطی کیلین و آدرین را نیمکت‌نشین کنم، کاری که واقعا دوست ندارم، ولی باید انجامش می‌دادم.»

توخل بر خلاف میلش دو ستاره جوانش را روی نیمکت قرار داد تا اوتوریته خودش را به بازیکنانش نشان دهد و اعلام کند در رختکن پاریس سن ژرمن رئیس کیست. البته این اولین باری هم نبود که امباپه و ربیو باعث خشم مربی جدیدشان شده بودند. توخل یک بار سر تمرین تیم به شدت از آن‌ها برای تلاش کافی نکردن انتقاد کرده بود. در ضمن امباپه پیش از این هم سابقه دیر رسیدن به جلسات تیم را داشته، از جمله بازی همین هفته پیش در چمپیونز لیگ مقابل ناپولی.

نیمکت‌نشینی امباپه مقابل مارسی به معنای قرار گرفتن جولین درکسلر در ترکیب اصلی بود، بازیکنی که در دقایق پایانی گل تیم تیمش را زد و سه امتیاز را قطعی کرد. بعد از این نمایش چشمگیر، وینگر آلمانی پاریسی‌ها در مصاحبه‌ای امباپه را به شکلی غیر مستقیم مورد انتقاد خودش قرار داد: «ما امشب نشان دادیم که تیم از هر بازیکنی مهمتر است.»

امباپه قبل از شروع بازی بسیار عصبانی و کلافه به نظر می‌رسید، تا حدی که جانلوئیجی بوفون کلی باهاش حرف زد و آرامش کرد. او البته در دقیقه ۶۲ به زمین رفت و جریان بازی را هم تغییر داد. ربیو هم ۱۷ دقیقه بعدش به جای آنخل دی ماریا به زمین رفت. با اینکه ربیو بعد از بازی حرفی نزد، اما امباپه فرصت مصاحبه‌ای تلویزیونی را پیدا کرد، فرصتی که می‌توانست از آن برای عذرخواهی از مربی و هم‌تیمی‌هایش استفاده کند. اما امباپه تصمیم گرفت راهی دیگر را پیش بگیرد: «تیم‌های بزرگ به رهبرهایی در زمین متکی هستند که بتوانند کلید پیروزی در بازی‌های بزرگ باشند، کاری که من امشب انجام دادم. من می‌توانم این نقش را برای تیمم بازی کنم و فقط باید به راه خودم ادامه دهم.»

مسئله همینجاست. بر اساس حرف‌های او به نظر نمی‌رسد که امباپه حتی خطای خودش را هم پذیرفته باشد. رهبر یک تیم باید در رویکرد و اخلاق حرفه‌ای خودش نمونه‌ای برای دیگران باشد، نه اینکه تاخیر داشته باشد. این مسئله اما صرفا به امباپه محدود نمی‌شود و مشکلی است که پاریس سن ژرمن سال‌ها با فرهنگ بازیکن‌سالاری‌اش داشته، مشکلی که توخل قصد حل کردنش را دارد.

بازیکنان پاریس سن ژرمن در دوران لوران بلان و اونای امری به این فرهنگ عادت کرده‌اند، اینکه ستاره‌هایی هستند فرای تیم و مربی‌شان. توخل اما مربی‌ای نیست که چنین روحیه‌ای را بپذیرد. او در دورتموند یک بار وقتی پیر امریک اوبامیانگ بدون اطلاع راهی میلان شد تا در جشنی حاضر شود، مهاجم اول خودش را در بازی چمپیونز لیگ مقابل اسپورتینگ حتی روی نیمکت هم قرار نداد. اوبامیانگ البته چهار روز بعد به ترکیب دورتموند بازگشت و چهار گل به هامبورگ زد.

توخل بلد است چطور به رختکن تیمش نظم بدهد. از نظر او قانون قانون است و همه باید به آن احترام بگذارند، چون این تنها راه رسیدن به موفقیت است. آیا او موفق خواهد شد چنین ذهنیتی را در پاریس سن ژرمن پدید بیاورد؟ هیچ تضمینی وجود ندارد، اما توخل قطعا تلاش خودش را خواهد کرد.

پروفایلی از سولاری: یکی از خودمان

پروفایلی از سولاری: یکی از خودمان

آی‌اسپورت – بعد از شکست ۱-۵ در ال کلاسیکو و اخراج جولن لوپتگی، سانتی سولاری، مربی کاستیا، تیم دوم رئال مادرید، حالا به صورت موقت رهبری تیم اصلی را به عهده خواهد داشت. سولاری امشب برای اولین بار روی نیمکت رئال می‌نشیند و نقش مربی را برای تیمش در کوپا دل ری بازی می‌کند. اما سولاری دقیقا کیست و چه سابقه‌ای دارد؟

سولاری سال ۱۹۷۶ در روزاریوی آرژانتین به دنیا آمد و فوتبال حرفه‌اش را با ریور پلاته به عنوان یک هافبک چپ شروع کرد تا اینکه سال ۱۹۹۹ راهی اروپا و اتلتیکو مادرید شد. یک سال بعد از پیوستن او به جمع روخی‌بلانکوس اما اتلتی به دسته دوم سقوط کرد و بدین ترتیب سولاری راهی تیم رقیب، یعنی رئال مادرید شد.

سولاری ۱۳۰ بار برای رئال به زمین رفت و بدل به یکی از مهره‌های کلیدی تیم ویسنته دل بوسکه شد، تیمی که نهمین قهرمانی اروپایی رئال را با شکست دادن بایر لورکوزن در سال ۲۰۰۲ به دست آورد. سولاری بعد از این دوران موفق در رئال راهی اینتر شد و با این تیم به سه قهرمانی پیاپی سری آ رسید. اما نقش سولاری در جمع نراتزوری به اندازه‌ای نبود که راضی‌اش کند و بنابراین او تصمیم گرفت سال‌های آخر فوتبال خودش را در آمریکای جنوبی سپری کند و در نهایت سال ۲۰۱۱ بازنشسته شود.

سولاری دو سال بعد از اتمام فوتبالش رو به مربیگری آورد و رهبری تیم زیر ۱۹ ساله‌های رئال را برعهده گرفت. عملکرد موفق او در این تیم باعث شد تا سولاری برای فصل ۲۰۱۷-۲۰۱۶ به عنوان مربی تیم کاستیا، تیم دوم رئال که در دسته سوم فوتبال اسپانیا حاضر است، انتخاب شود. و حالا این ستاره سابق رئال وارد راهی شده که زین‌الدین زیدان پیش از او رفته بود.

فلورنتینو پرز رابطه‌ای نزدیک با سولاری دارد، اما در بیانیه باشگاه به وضوح ذکر شد که این انتخابی صرفا موقت است. گزینه‌های اصلی برای جانشینی دائم لوپتگی در حال حاضر آنتونیو کونته و روبرتو مارتینز هستند. با این حال سولاری دو هفته فرصت دارد تا نشان دهد لیاقت رهبری دائم رئال را دارد.

نکته مثبت برای سولاری شاید تجربه قبلی رئال در انتخاب مربی کاستیا به عنوان مربی تیم اول باشد. وقتی در ژانویه ۲۰۱۶ رافا بنیتز اخراج شد و زیدان جای او را گرفت شک و تردیدهای زیادی درباره آینده تیم و مربی جدیدش وجود داشت. اما دو سال و نیم بعد زیدان در حالی رئال را ترک کرد که سه بار پیاپی قهرمان چمپیونز لیگ و یک بار فاتح لا لیگا شده بود.

شباهت دیگر سولاری با زیدان در استفاده و اعتقاد آن‌ها به جوانان خود باشگاه باشد. زیدان کمک زیادی به رشد پدیده‌هایی چون مارکو آسنسیو و دنی سبایوس کرد و به نظر می‌رسد سولاری هم قصد دارد همین مسیر را طی کند. او در اولین جلسه تمرینش با رئال از پنج بازیکن کاستیا برای قرار گرفتن کنار ستاره‌های تیم اول دعوت کرده، بازیکنانی از جمله خاوی سانچز و فرن گارسیا. در ضمن به نظر می‌رسد سولاری در فکر بازی دادن به وینیسیوس جونیور، پدیده برزیلی‌ای که در این تابستان راهی برنابئو شد هم هست.

در رسانه‌های اسپانیایی از سولاری به عنوان مربی‌ای محافظه‌کار، با دقت بسیار بالا روی جزییات ریز تاکتیکی نام برده می‌شود. سیستم‌های مورد علاقه او ۱-۳-۲-۴ و ۱-۴-۱-۴ هستند و در سبک فوتبالی که او برای تیمش برمی‌گزیند فولبک‌های هجومی اهمیت زیادی دارند. از این نظر سولاری حداقل می‌تواند با داشتن مارسلو و دنی کارواخال خیالش راحت باشد.

در هر حال سولاری قطعا برای قانع کردن پرز مسیر ساده‌ای پیش رو نخواهد داشت، مسیری که امشب با بازی مقابل ملیا شروع می‌شود.