اسطوره ۵۸ساله شد؛ نابغه به روایت آمار

اسطوره ۵۸ساله شد؛ نابغه به روایت آمار

آی اسپورت – دیگو آرماندو مارادونا یکی از بهترین بازیکنان تاریخ مستطیل سبز، شمع تولد ۵۸ سالگی خود را فوت کرد. ستاره‌ای کاریزماتیک که عادت داشته هرجا که برود ضمن نمایش‌های فوق العاده، برای خودش جنجال و حاشیه هم درست کند. دیگو این روز‌ها هدایت باشگاه دورادوس ده سینالوئای مکزیک را بر عهده دارد و بدون حاشیه کارش را ادامه می‌دهد. به همین بهانه آمارهای جالبی از او را مرور کرده‌ایم:

۱) دیگو با پیراهن بوکاجونیورز موفق شد یک بار قهرمانی در لیگ آرژانتین را تجربه کند.

۲) پیراهن بارسلونا برای مارادونا ۲ قهرمانی در پی داشت که یکی لالیگا و دیگری جام‌حذفی بود.

۵) ناپولی دوران اوج باشگاهی مارادونا بود که موفق شد همراه با پارتنوپی ۲ بار قهرمان سری A شود، یک کوپا ایتالیا را فتح کند، به جام یوفا بوسه بزند و سوپرکاپ ایتالیا را بالای سر ببرد تا مجموعاً ۵ جام را به ویترین افتخاراتش اضافه کند.

۱) دیگو در تیم ملی آرژانتین یک بار قهرمانی در جام جهانی را با گل دست خدا فتح کرد. او قبلاً با جوانان آلبی سلسته قهرمان جهان شده بود.

۱۹۷۹) سالی پر از خاطرات خوب برای دیگو بود که قهرمان لیگ آرژانتین شد، توپ طلا و کفش نقره‌ای رقابت‌های جام جهانی جوانان را به دست آورد، بهترین بازیکن سال آرژانتین از نگاه روزنامه‌نگاران شد، بازیکن سال آمریکای جنوبی شد و همه چیز را برای چهره شدن به دست آورد.

۱۹۸۶) توپ طلا، کفش نقره‌ای و بیشترین پاس گل همگی در سال ۱۹۸۶ برای مارادونا به دست آمدند. او در این سال بهترین بازیکن از نگاه مجله معتبر وردساکر نیز شد و همین عنوان را در روزنامه فرانسوی اکیپ نیز صاحب شد.

۱۶) از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۷ مارادونا آقای گل تاریخ ناپولی بود.

۹۱) دیگو با پیراهن تیم ملی آرژانتین ۹۱ بازی انجام داد و از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۴ عضو آلبی سلسته بود.

۳۴) مارادونا برای تیم ملی آرژانتین موفق شد ۳۴ گل به ثمر برساند.

 

تلاش توخل برای تغییر فرهنگ پاریسی‌ها

تلاش توخل برای تغییر فرهنگ پاریسی‌ها

آی‌اسپورت – خیلی کم پیش می‌آید که یک مربی بعد از پیروزی تیمش در یک بازی بزرگ ناراحت باشد. و این اتفاقی بود که دقیقا برای توماس توخل بعد از پیروزی ۰-۲ پاریس سن ژرمن مقابل مارسی در یکشنبه شب رخ داد.

پاریسی‌ها در این شب با کسب یازدهمین پیروزی پیاپی‌شان در شروع لیگ به رکورد تاتنهام قدرتمند در فصل ۱۹۶۱-۱۹۶۰ رسیدند. اما توخل به جای جشن گرفتن خشمگین بود، نه به خاطر نمایش تیمش و نه به خاطر نتیجه‌ای که گرفته بودند، بلکه به خاطر تصمیماتی که مجبور شده بود پیش از شروع بازی بگیرد. کیلین امباپه و آدرین ربیو تصمیم گرفته بودند ال کلاسیکو را تا آخر تماشا کنند و برای همین پنج دقیقه به جلسه تیم در آستانه لو کلاسیک دیر رسیدند و این تاخیر باعث خشم توخل شد و بنابراین تصمیم گرفت دو ستاره خودش را از ترکیب اصلی کنار بگذارد.

مربی سابق بوروسیا دورتموند درباره این تصمیمش، بعد از بازی به خبرنگاران گفت: «این عصر خوبی برای من نبود. من برنامه‌ریزی می‌کنم و از اینکه مجبور شوم این برنامه‌ها را عوض کنم متنفرم. من مجبور بودم به خاطر تنبیه انضباطی کیلین و آدرین را نیمکت‌نشین کنم، کاری که واقعا دوست ندارم، ولی باید انجامش می‌دادم.»

توخل بر خلاف میلش دو ستاره جوانش را روی نیمکت قرار داد تا اوتوریته خودش را به بازیکنانش نشان دهد و اعلام کند در رختکن پاریس سن ژرمن رئیس کیست. البته این اولین باری هم نبود که امباپه و ربیو باعث خشم مربی جدیدشان شده بودند. توخل یک بار سر تمرین تیم به شدت از آن‌ها برای تلاش کافی نکردن انتقاد کرده بود. در ضمن امباپه پیش از این هم سابقه دیر رسیدن به جلسات تیم را داشته، از جمله بازی همین هفته پیش در چمپیونز لیگ مقابل ناپولی.

نیمکت‌نشینی امباپه مقابل مارسی به معنای قرار گرفتن جولین درکسلر در ترکیب اصلی بود، بازیکنی که در دقایق پایانی گل تیم تیمش را زد و سه امتیاز را قطعی کرد. بعد از این نمایش چشمگیر، وینگر آلمانی پاریسی‌ها در مصاحبه‌ای امباپه را به شکلی غیر مستقیم مورد انتقاد خودش قرار داد: «ما امشب نشان دادیم که تیم از هر بازیکنی مهمتر است.»

امباپه قبل از شروع بازی بسیار عصبانی و کلافه به نظر می‌رسید، تا حدی که جانلوئیجی بوفون کلی باهاش حرف زد و آرامش کرد. او البته در دقیقه ۶۲ به زمین رفت و جریان بازی را هم تغییر داد. ربیو هم ۱۷ دقیقه بعدش به جای آنخل دی ماریا به زمین رفت. با اینکه ربیو بعد از بازی حرفی نزد، اما امباپه فرصت مصاحبه‌ای تلویزیونی را پیدا کرد، فرصتی که می‌توانست از آن برای عذرخواهی از مربی و هم‌تیمی‌هایش استفاده کند. اما امباپه تصمیم گرفت راهی دیگر را پیش بگیرد: «تیم‌های بزرگ به رهبرهایی در زمین متکی هستند که بتوانند کلید پیروزی در بازی‌های بزرگ باشند، کاری که من امشب انجام دادم. من می‌توانم این نقش را برای تیمم بازی کنم و فقط باید به راه خودم ادامه دهم.»

مسئله همینجاست. بر اساس حرف‌های او به نظر نمی‌رسد که امباپه حتی خطای خودش را هم پذیرفته باشد. رهبر یک تیم باید در رویکرد و اخلاق حرفه‌ای خودش نمونه‌ای برای دیگران باشد، نه اینکه تاخیر داشته باشد. این مسئله اما صرفا به امباپه محدود نمی‌شود و مشکلی است که پاریس سن ژرمن سال‌ها با فرهنگ بازیکن‌سالاری‌اش داشته، مشکلی که توخل قصد حل کردنش را دارد.

بازیکنان پاریس سن ژرمن در دوران لوران بلان و اونای امری به این فرهنگ عادت کرده‌اند، اینکه ستاره‌هایی هستند فرای تیم و مربی‌شان. توخل اما مربی‌ای نیست که چنین روحیه‌ای را بپذیرد. او در دورتموند یک بار وقتی پیر امریک اوبامیانگ بدون اطلاع راهی میلان شد تا در جشنی حاضر شود، مهاجم اول خودش را در بازی چمپیونز لیگ مقابل اسپورتینگ حتی روی نیمکت هم قرار نداد. اوبامیانگ البته چهار روز بعد به ترکیب دورتموند بازگشت و چهار گل به هامبورگ زد.

توخل بلد است چطور به رختکن تیمش نظم بدهد. از نظر او قانون قانون است و همه باید به آن احترام بگذارند، چون این تنها راه رسیدن به موفقیت است. آیا او موفق خواهد شد چنین ذهنیتی را در پاریس سن ژرمن پدید بیاورد؟ هیچ تضمینی وجود ندارد، اما توخل قطعا تلاش خودش را خواهد کرد.

پروفایلی از سولاری: یکی از خودمان

پروفایلی از سولاری: یکی از خودمان

آی‌اسپورت – بعد از شکست ۱-۵ در ال کلاسیکو و اخراج جولن لوپتگی، سانتی سولاری، مربی کاستیا، تیم دوم رئال مادرید، حالا به صورت موقت رهبری تیم اصلی را به عهده خواهد داشت. سولاری امشب برای اولین بار روی نیمکت رئال می‌نشیند و نقش مربی را برای تیمش در کوپا دل ری بازی می‌کند. اما سولاری دقیقا کیست و چه سابقه‌ای دارد؟

سولاری سال ۱۹۷۶ در روزاریوی آرژانتین به دنیا آمد و فوتبال حرفه‌اش را با ریور پلاته به عنوان یک هافبک چپ شروع کرد تا اینکه سال ۱۹۹۹ راهی اروپا و اتلتیکو مادرید شد. یک سال بعد از پیوستن او به جمع روخی‌بلانکوس اما اتلتی به دسته دوم سقوط کرد و بدین ترتیب سولاری راهی تیم رقیب، یعنی رئال مادرید شد.

سولاری ۱۳۰ بار برای رئال به زمین رفت و بدل به یکی از مهره‌های کلیدی تیم ویسنته دل بوسکه شد، تیمی که نهمین قهرمانی اروپایی رئال را با شکست دادن بایر لورکوزن در سال ۲۰۰۲ به دست آورد. سولاری بعد از این دوران موفق در رئال راهی اینتر شد و با این تیم به سه قهرمانی پیاپی سری آ رسید. اما نقش سولاری در جمع نراتزوری به اندازه‌ای نبود که راضی‌اش کند و بنابراین او تصمیم گرفت سال‌های آخر فوتبال خودش را در آمریکای جنوبی سپری کند و در نهایت سال ۲۰۱۱ بازنشسته شود.

سولاری دو سال بعد از اتمام فوتبالش رو به مربیگری آورد و رهبری تیم زیر ۱۹ ساله‌های رئال را برعهده گرفت. عملکرد موفق او در این تیم باعث شد تا سولاری برای فصل ۲۰۱۷-۲۰۱۶ به عنوان مربی تیم کاستیا، تیم دوم رئال که در دسته سوم فوتبال اسپانیا حاضر است، انتخاب شود. و حالا این ستاره سابق رئال وارد راهی شده که زین‌الدین زیدان پیش از او رفته بود.

فلورنتینو پرز رابطه‌ای نزدیک با سولاری دارد، اما در بیانیه باشگاه به وضوح ذکر شد که این انتخابی صرفا موقت است. گزینه‌های اصلی برای جانشینی دائم لوپتگی در حال حاضر آنتونیو کونته و روبرتو مارتینز هستند. با این حال سولاری دو هفته فرصت دارد تا نشان دهد لیاقت رهبری دائم رئال را دارد.

نکته مثبت برای سولاری شاید تجربه قبلی رئال در انتخاب مربی کاستیا به عنوان مربی تیم اول باشد. وقتی در ژانویه ۲۰۱۶ رافا بنیتز اخراج شد و زیدان جای او را گرفت شک و تردیدهای زیادی درباره آینده تیم و مربی جدیدش وجود داشت. اما دو سال و نیم بعد زیدان در حالی رئال را ترک کرد که سه بار پیاپی قهرمان چمپیونز لیگ و یک بار فاتح لا لیگا شده بود.

شباهت دیگر سولاری با زیدان در استفاده و اعتقاد آن‌ها به جوانان خود باشگاه باشد. زیدان کمک زیادی به رشد پدیده‌هایی چون مارکو آسنسیو و دنی سبایوس کرد و به نظر می‌رسد سولاری هم قصد دارد همین مسیر را طی کند. او در اولین جلسه تمرینش با رئال از پنج بازیکن کاستیا برای قرار گرفتن کنار ستاره‌های تیم اول دعوت کرده، بازیکنانی از جمله خاوی سانچز و فرن گارسیا. در ضمن به نظر می‌رسد سولاری در فکر بازی دادن به وینیسیوس جونیور، پدیده برزیلی‌ای که در این تابستان راهی برنابئو شد هم هست.

در رسانه‌های اسپانیایی از سولاری به عنوان مربی‌ای محافظه‌کار، با دقت بسیار بالا روی جزییات ریز تاکتیکی نام برده می‌شود. سیستم‌های مورد علاقه او ۱-۳-۲-۴ و ۱-۴-۱-۴ هستند و در سبک فوتبالی که او برای تیمش برمی‌گزیند فولبک‌های هجومی اهمیت زیادی دارند. از این نظر سولاری حداقل می‌تواند با داشتن مارسلو و دنی کارواخال خیالش راحت باشد.

در هر حال سولاری قطعا برای قانع کردن پرز مسیر ساده‌ای پیش رو نخواهد داشت، مسیری که امشب با بازی مقابل ملیا شروع می‌شود.

درس‌هایی تاریخی برای لمپاردِ مربی

درس‌هایی تاریخی برای لمپاردِ مربی

آی‌اسپورت – تماشای فرانک لمپارد به عنوان یک مربی در استمفورد بریج قطعا تصویری زیبا برای هواداران چلسی می‌سازد، هوادارانی که دوست دارند این صحنه بارها و بارها در خانه خودشان تکرار شود. اما آیا لمپاردی که امشب در مقام مربی داربی کانتی به بریج سفر می‌کند تا برای رسیدن به یک چهارم نهایی جام اتحادیه بجنگد قابلیت بدل شدن به یک مربی درجه یک را دارد؟

نشانه‌ها تا امروز برای هافبک افسانه‌ای چلسی مثبت بوده. تیم او در دیداری به یادماندنی در دور قبل همین تورنمنت منچستر یونایتد را در اولدترافورد حذف کرد تا لمپارد استاد سابقش، ژوزه مورینیو را شکست دهد. پیروزی مقابل چلسی در بازی امشب می‌تواند روندی رویایی برای او در جام اتحادیه رقم بزند.

خود لمپارد اما همچنان فروتن و واقع‌بین باقی مانده. او می‌داند تیمش دست پایین را نسبت به چلسی دارد و تجربه خودش در مربیگری قابل مقایسه با مائوریتزیو ساری نیست. لمپارد که تیمش در رده ششم جدول چمپیونشیپ قرار دارد، رده‌ای که اگر تا آخر فصل حفظ شود او را به پلی‌-آف برای صعود به لیگ برتر می‌رساند، بعد از شکست تیمش مقابل میلوال اعتراف کرد که هنوز چیزهای زیادی در شغل جدیدش باید یاد بگیرد و برای همین مدام در حال تماشای بازی‌ها تیم‌های دیگر و رقبایش است.

اما این اولین بار نیست که فوتبالیستی درجه یک در سن پایین رو به مربیگری آورده و تاریخ نشان می‌دهد اگر لمپارد در همین اولین شغلش جایگاهش را به اثبات نرساند آینده‌ای چندان روشن انتظارش را نخواهد کشید.

شهرت یک مربی جوان به خاطر ستاره بودنش به عنوان یک بازیکن می‌تواند در ابتدا کمک زیادی بهش کند. برایان رابسون را در نظر بگیرید، کاپیتان سابق منچستر یونایتد و مردی که به نظر می‌رسید جانشینی طبیعی برای سر الکس فرگوسن است. رابسون در اولین شغل مربیگری‌اش، در حالیکه هنوز بازی هم می‌کرد، میدلزبورو را به لیگ برتر آورد. اما دوران درخشش او به عنوان یک مربی جوان و تازه‌کار خیلی زود به پایان رسید، اتفاقی که دقیقا برای کاپیتان بعدی یونایتد، روی کین، هم رخ داد. کین هم در اولین تجربه مربیگری‌اش باعث صعود ساندرلند به لیگ برتر شد، اما دوران مربیگری‌اش بعد از اخراج از ایپسیویچ در سن ۳۹ سالگی، یعنی جوان‌تر از حال حاضر لمپارد، تمام شد.

مارتین اونیل، مربی تیم ملی ایرلند که کین حالا دستیار اول اوست، اخیرا به نکته‌ای مهم در این بحث اشاره کرده بود. مربی سابق استون ویلا چنین توضیح داد که خیلی از بازیکنان او در تیم با پوستر کین روی دیوار اتاق‌شان بزرگ شده‌اند. اما این شور ابتدایی از کار کردن زیر دست قهرمان کودکی‌شان خیلی زود از بین می‌رود و احترام و اعتقادی که باقی می‌ماند صرفا از دستاوردهای این ستاره سابق در جایگاه یک مربی تازه‌کار حاصل می‌شود. در سال‌های اخیر هر دو سوی این طیف را دیده‌ایم، طیفی که یک انتهایش تونی آدامز بوده و در انتهای دیگرش پپ گواردیولا.

به هر سو نشانه‌ها فعلا برای لمپارد امیدوارکننده است. ستاره‌های تیم او هری ویلسون و میسون مانت هستند. ویلسون با آن گل فوق‌العاده‌ای که به یونایتد در اولدترافورد زد نشان داده چطور شوت زدن را در بالاترین شکل خودش از مربی‌اش آموخته و مانت هم که به صورت قرضی برای داربی بازی می‌کند از اینکه حالا قهرمان دوران کودکی‌اش مربی‌اش است بیشترین لذت را می‌برد.

نکات مهم‌تر اما نظر دیگران مربیان چمپیونشیپ درباره لمپارد است. مارسلو بیلسا، تاکتیسین بزرگ آرژانتینی که این فصل رهبری لیدز یونایتد را بر عهده گرفته اعتقاد دارد لمپارد سلیقه خوبی در فوتبال هجومی دارد. دین اسمیت، مربی استون ویلا هم از لمپارد بابت تغییر رویکرد تیمش و تبدیل داربی به تیمی که پرس بالا می‌کند و بر اساس مالکیت توپ بازی می‌کند تعریف کرده. آمار هم نشان می‌دهند داربی این فصل از منظر تعداد پاس‌ها بین چهار تیم اول چمپیونشیپ قرار دارد، در حالیکه فصل پیش بین ۱۰ تای اول هم نبود.

لمپارد امشب فرصت این را دارد که یک قدم بلند دیگر را در این پروسه انتقالی از یک فوتبالیست ستاره به مربی‌ای درجه یک بردارد. در این راه بهترین گلزن تاریخ چلسی باید مربی‌ای را شکست دهد که ۱۹ سال ازش بزرگ‌تر است و هرگز فوتبالیستی حرفه‌ای نبوده، اما یکی از بزرگ‌ترین تاکتیسین‌های حال حاضر فوتبال جهان است.